نشسته بودم جلوی تاکسی...
یه دخترو پسرم عقب نشسته بودن که یه دفعه دختره جیغ کشید "دستتو بکش کثافت"!!!
.
.
.
.
.
.
.
راننده ناموس پرست هم کوبید رو ترمز پسره رو از ماشین کشید پایینو یه دل سیر با زنجیر و آچار جک زدش خونین و مالین انداختش گوشه پیاده رو ...
سوار ماشین که شد دختره گفت خوب کاری کردی... آشغال دستشو تا ته کرده بود تو دماغش!+

منبع اصلی مطلب : حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست |فانوسك
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : +-*